چرا این همه لوازم آرایش حروم می کنی پس ؟
.....................................................
راستش جدیدا واسه آپ کردم کلمه کم می آرم !
باید بازم برم تو زیر زمین اختراع کنم (کلمه رو میگما !)
..................................................
هنوز به آن مسیر از تفکر که باید می رسیدم نرسیدم !
...
نقطه سر خط ... ضر (شاید ذر یا زر یا ظر ) نزن !
..............................................
تو کوچکتر از منی
و دنیا کوچکتر از تو
در نتیجه ...
ـ گم شو ... اعتماد به نفس !
..........................................
کاش می شد از مژه هایت غزل بافت !
......................................
صدای پنجه هایی که کشیده می شوند روی تخته سیاه !
عاشق این صدای جیغ گونم !
دی!
...................................
برای بالا آوردن روزهایم نفس کم می آورم !
می خورمشان !
....................................
نامرد شدم حالیم نیست !
اسکل شدی حالیت نیست !
.......................................
ـ خدا ! یه سوال داشتم !
ـ بفرمائید تو دم در بده
ـ خدا! روم کم شد . دیگه سوال ندارم !
...................................
زندگی را می ریسدم
......................................
روزهایم مثل علف شده
فقط باید خر باشی که هضمشان کنی !!!!
........................................
اگر عرضه داری برای خودت مرثیه بگو !
.....................................
بگو ...
بخوان
ببین ...
آدمش باش
بزن زیرش !
...................................
تا کی می خواهی با آن چهره ی همیشه خسته مظلوم نمایی کنی ؟؟؟
.................................
خسته ام ...
مثل همیشه
نه کاملا مثل همیشه
کمی بیشتر !
..............................
به ثبت رسید در ذهنتان :
دختری که می گوید و می خندد
فکر می کند
می خواند
گاهی موفق می شود و گاهی نه
اما
غافل از اینکه من چیزی جز این افکار پوچتان هستم !!!
خدا اگر بخواهد
شما اگر بخواهید
پاس می شویم استاد !!!
................................................
این اولین باری بود که کسی از ارتفاع بیشتر (خیلی بیشتر) از هزار پایی پرت می شود
و هیچ اتفاقی نمی افتد !
این ترم در حین درس خواندن مدام از مرحله پرت می شدیم !
تنها اتفاقی که افتاد
افکارمان بود که خرد شد !
....................................
دیشب احمقانه ترین شب دنیا بود
تا صبح من بودم و استاتیک و طاهرنژاد !!!!!
......................................
از اشتباهاتت طفره نرو
از گناهانت طفره نرو
از ...
طفره نرو ...
طفره ...
............................
کسی که اشک نداره
هیچ چیز با ارزشی نداره
چه مفتم من !
................................
چرا یکی باید این قدر کوچک باشد که راحت گم شود !
گیجم !
.......................
یه سری چراغ روشن می دیم
اون دور دورا بود !!!!
خوشحال شدم
یه لبخند !
بعد اون عروسک آویزون جلوی ماشین
که هی تاب می خورد و دور خودش می چرخید
منو به خودم آورد که کجام !!!
.....................................
یه احمق کوچولو باش
این جوری بهتر کمکم می کنی !!!
باور کن احمق جون !!!
.....................................