امروز بابای مهدیه زنگ زد ... برده بودنش بیمارستان ... بچه اش به دنیا اومد ... پسر بود ... اسمشو گذاشتن محمد مهدی ...
دیشب سالگرد یه بچه ی دو ساله بود ... اسمش محمد مهدی بود ...
دنیا یعنی همین ؟؟؟ میای ... می ری ... تا خاطره هات برای بقیه بمونه ...
اگه این طوره ! وایسا دنیا . من می خوام پیاده شم ....
........................................
چند روزه سر در گمم
نمی دونم کیم
از کجا اومدم ...
با خودم در گیرم
از دست خودم عصبانیم
داغونم
خسته ام
دیوونه ام
....
یه سوال:
کابوس هام
کی تموم می شن ؟
.....................................................
پ.ن : این دوتا محمد مهدی که گفتم هیچ ربطی به هم ندارن در واقع اصلا همو نمی شناسن . حالا اگه سر راه تو اون دنیا با هم دوست شده باشن من دیگه خبر ندارم !
- کیه ؟
- مامور آب!
- از اون در تشریف بیارین الان بازش می کنم !
- بله ! چشم
در رو باز کردم !
!!!
.......................
چند وقت بود که ندیده بودمش. تو این مدت چقدر عوض شده بود ! یعنی دنیا این قدر زود و راحت تغییر می کنه ؟
راستی چرا مامور آب ؟!
خوب اینم یه شغله دیگه ! می خوای پشت وانت خیار بفروشه؟!!!! ( دی ...!)
.....................
خیلی جالبه یه روز در رو باز کنی دوست دوران مهد کودکت رو ببینی که این قدر بزرگ شده!
.................
تا شب یه صدایی همش تو گوشم زنگ می زد :
- مامور آب!!!
True love simply never ends
.........................
ایمان یعنی وقتی می ری که واسه بارون دعا کنی با خودت چتر ببری !
.........................
امروز مریض بود
تب داشت
ببین عشق با آدم چه کارا که نمی کنه !
اما بازم به نظر من عشق فقط یه بازی ابلهانه است !!!
ترافیک مرگ آورش ...
تنکابن ....
دوهزار و دریا ( اصلا حال نمی داد شنا کنیم )
گیتار و می میرم برات ...
سه هزار (هوار کشیدن وسط راه زیر بارون چه حالی میده !!!)
بارون اومد
دریا طوفانی شد
حالمون گرفته بود ...
با خودم فکر می کردم چرا به نظر می رسه دریا ته نداره ...
برگشتیم ...
خدا رو شکر این دفعه ترافیکش مرگ آور نبود !
در کل جاتون خالی ...
ـ بفرمائید .....
ـ سلام
س... سلام !
ـ پست کردم
ـ ممنون
خدا حافظ
ـ به سلامت
!!!!!
..............................
۶ ساعت و ۳۵ دقیقه بعد
پست آمد
نبودم ....
برای یک بار هم که شده به موقع نرسیدم
فقط نیم ساعت دیر کردم !
همیشه دیر می رسم !!!
...........................................
گفت : خسته ام
گفتم : خسته نباشی !
گفت : دلم شکسته
گفتم : بندش بزن !
گفت : داغونم
گفتم : بساز !
گفت : می میرم
گفتم : بمیر !
مرد !!!!
هیچ وقت نگفتم پشیمانم !!!
حالا قلبم به حبس ابد محکومم کرده !!!
ولی جرم من قتل عمد بود !
..................................
خدایا کاش غرور را به هیچ کس هدیه(!) نمی دادی
